چهارشنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۹۲

عزرائیل

عزرائیل به خوابم آمده بود
دزدانه
رویایم را تماشا می کرد
گمان داشت می ترسم
شاید برخیزم
و هنوز نرفته باشد
گفتم برو
که وعده گاه ما
جایی در بیداری است
برو که تو
به رویا راهی نداری
این آسمان بالهای امین است  

هیچ نظری موجود نیست: